بخش ۴۰ - حکایت سنایی
سنایی غزنوی / طریق التحقیق / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای شنیده فسانه بسیاری
قصهٔ کوزهگر شنو باری
کوزهگر سال و ماه در تک و پوی
تاکند خاک دیگران به سبوی
چون که خاکش نقاب روی کنند
دیگران خاک او سبوی کنند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی کوزهگری است که سالها در تلاش و کوشش است. او خاک دیگران را در سبوی خود میگذارد و وقتی که خاکش زیر نقاب قرار میگیرد، دیگران از خاک او استفاده میکنند. این داستان نمادی از بقیه زندگی و کار انسانهاست که تلاش و زحمت هر فرد ممکن است مورد بهرهبرداری دیگران قرار گیرد.