بخش ۳۵ - فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر سنایی
سنایی غزنوی / طریق التحقیق / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ساکنانی که جمله چون روحند
مرهم سینههای مجروحند
همه را درس، نقد ابجد عشق
همه را میل، سوی مقصد عشق
همه را گشته سر غیبی کشف
جان و تن کرده در بلایش وقف
لوح روحانیان ز بر دارند
پایه از مه بلندتر دارند
سرورانند بی کلاه و کمر
خسروانند بی سپاه و حشر
زده در رشتهٔ حقایق چنگ
فارغ از نفع نوش و ضر شرنگ
همه مست می وصال قدم
در روش یافته ثبات قدم
لطف ایزد به مجلس توفیق
باده شان داده از خم تحقیق
چون تو دیدی علو همّتشان
این همه کار و بار و عزتشان،
پس تو نیز از سر هوا برخیز
که هوا آتشی است بادانگیز
بیش ازین بر بروت خویش مخند
همچو مردان بیا میان بربند
خدمتش میکن از سر اخلاص
تا چو ایشان شوی توخاصالخاص
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف ساکنان عالم معنوی میپردازد که مانند روح هستند و مرهمی بر دلهای مجروح. آنها به عشق و حقیقتهای عمیق آشنا شدهاند و جان و روح خود را در راه عشق وقف کردهاند. شاعر به این افراد اشاره میکند که بدون نیاز به ظواهر دنیوی (مثل کلاه و سپاه) بزرگ و سرور هستند و در کارهایشان خالص و دور از نفع و ضرر عمل میکنند. آنها در میخانه عشق، مست از وصال هستند و به لطف الهی به مقام بالایی رسیدهاند. شاعر از مخاطب میخواهد که از خواب غفلت بیدار شود و در مسیر اخلاص و خدمت به دیگران قدم بردارد تا بتواند به مقامات بلند معنوی دست یابد.