نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۴ - فصل در اثبات رؤیت الله تعالی سنایی

سنایی غزنوی / طریق التحقیق / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

مرکب جهد زیر ران آرد

رخ بدان فرخ آستان آرد

سفر او نه آب و گل باشد

رفتن او به پای دل باشد

در طلب چون رسد به مطلوبش

حاصل آید وصال محبوبش

چون سخن گویدازمحبت‌ دوست

از طرب بر تنش بدرد پوست

در میان زحمت بیان نبود

نکته را راه بر زبان نبود

سخنش کامل و شگرف بود

بی میانجی صوت و حرف بود

جملهٔ عضوهاش دیده شود

تا نشانی زدوست دیده شود

زآنکه این دیده دید نتواند

دیده از دیدنش فرو ماند

دیده را دیدهٔ دگر باید

تا بدان دیده دیدنش شاید

به چنین دیده‌ها که ما داریم

طاقت دیدنش کجا داریم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و جستجوی معشوق می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که این سفر، تنها به جسم و مادیات محدود نمی‌شود، بلکه سفر واقعی از دل و احساس آغاز می‌شود. عشق به معشوق نتیجه‌ی تلاش و جستجوست و در نهایت منجر به وصال و دیدار می‌شود. اما وقتی سخن از عشق و محبت به میان می‌آید، احساسات چنان شدید و عمیق است که گوینده از شدت شادی نمی‌تواند به خوبی بیان کند. شاعر اشاره می‌کند که واقعیات عشق فراتر از کلمات و بیان هستند و برای درک و دیدن معشوق، باید نگاهی عمیق‌تر و متفاوت داشت. در نهایت، شاعر به این نکته می‌رسد که ما انسان‌ها، با دیده‌گاه‌های محدود خود، توانایی درک کامل عشق و معشوق را نداریم.