نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۶ - در صفت کبر و عجب سنایی

سنایی غزنوی / طریق التحقیق / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

خوبرویی تو زشتخوی مباش

راست بشنو دروغ گوی مباش

بامن پیوسته تازه روی و لطیف

تا شوی در میان جمع حریف

چون زنخوت کنی دماغ تهی

پای بر تارک سپهر نهی

وگر از کبر برتری‌طلبی

سرفرازی و سروری‌طلبی‌،

کبرت از چرخ برزمین فکند

در دل مردم از تو کین فکند

کبر را عقل و شرع نستایند

عاقلان سوی کبر نگرایند

صورت کبر را سگی دانش

که بدست آشکار و پنهانش

هر که دروی زکبر اثر باشد

دان که از سگ پلیدتر باشد

از تواضع بزرگوار شوی

وز تکبر ذلیل و خوارشوی

چون تو بی کبر و بی ریا باشی

خاص درگاه کبریا باشی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مفهوم تواضع و زشتی تکبر می‌پردازد. شاعر به مردم توصیه می‌کند که از زشتى و دروغ‌گویی پرهیز کنند و با روحی تازه و لطیف در جمع‌ها حاضر شوند. او هشدار می‌دهد که اگر کسی به خاطر کبر و برتری‌طلبی خود را بالا بداند، در واقع در دل دیگران تنفر به بار می‌آورد و عزت و بزرگی را از دست می‌دهد. همچنین او تاکید می‌کند که عقل و دین هم کبر را نمی‌پسندند و در نهایت، تواضع و فروتنی انسان را بزرگ و ارجمند می‌کند، در حالی که کبر او را ذلیل و خوار می‌سازد.