بخش ۶ - مناجات در تنزیه و تقدیس حضرت باری سبحانه تعالی سنایی
سنایی غزنوی / طریق التحقیق / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای صفات مقدس تو صمد
وی منزه زشبه و جفت و ولد
ای برآرندهٔ مه و خورشید
نقشبند جهان بیم و امید
ای به تو زنده جان و جسم به جان
جسم و جان را زلطفتوستروان
قبلهٔ روح آستانهٔ توست
دل مجروح ما خزانهٔ توست
کرم و رحمت تو بی عدد است
روح را هر نفس زتو مدد است
در جهان هر چه هست در کارند
آنکه مجبور و آنکه مختارند
همه گردن نهاده حکم ترا
دم که یارد زدن زچون و چرا؟!
این و آن عاشق جمال تواند
روز و شب طالب وصال تواند
تا در آن کارگاه کار کراست
تا در آن آستانه بار کراست
ای بسا مسجدی که راندهٔ توست
ای بسا بت ستا که خواندهٔ توست
گر سیاست کنی تو مسجد کیست؟!
ورعنایت کنی تو بتکده چیست؟!
هر چه خواهیکنیکه حکم تراست
زآنکه حکمت ورای چون و چراست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن نغمهای از ستایش و نیایش به خداوند است. شاعر به صفات والای خداوند، مانند بینیازی، پاکی و قدرت او اشاره کرده و تأکید میکند که تمام موجودات وابسته به اراده و حکمت او هستند. او بیان میکند که تمام خلقت، چه مجبوری و چه مختار، در تحت فرمان او هستند و هیچکس نمیتواند در برابر ارادهاش سخنی بگوید. شاعر همچنین به عشق و طلب موجودات نسبت به جمال حق اشاره میکند و برخی مکانها مانند مساجد و بتکدهها را به تأثیرات الهی و رحمت او مرتبط میکند. در نهایت، متن به حکمت و قدرت بیپایان خداوند اشاره دارد که فراتر از هر گونه سوال و ابهامی است.