بخش ۶۴ - الوحدة خیر من جلیس السوء، والجلیس الصالح خیر من الوحده سنایی
سنایی غزنوی / طریق التحقیق / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
دوستیت مباد با نادان
که بود دوستیش کاهش جان
این مثل زد وزیر با بهمن
دوست نادان بتر زصد دشمن
بشنو این نکته راکه سخت نکوست
مار، به دشمنت که نادان دوست
تا توانی رفیق عام مباش
پختهٔ عشق باش و خام مباش
که همه طالب جهان باشند
بستهٔ بند آب و نان باشند
همگان بی خبر زمبدع خویش
واگهی نه که چیستشان در پیش
عاشق خورد و خواب و پوشش بس
تابع شهوت و هوا و هوس
یار خاصان نه آن نه این جویند
از پی او بقای جان جویند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به دوستی با نادان هشدار میدهد و بیان میکند که دوستی با افرادی که دانش و فهم کافی ندارند، میتواند به ضرر انسان منجر شود. شاعر به مقایسهای میپردازد و میگوید که دوستی با نادان بدتر از دشمنی با صد دشمن است. او توصیه میکند که فرد باید در انتخاب دوستان دقت کند و از رفاقتهای سطحی پرهیز کند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که بیشتر مردم فقط به دنبال نیازهای دنیوی مانند خوراک و پوشاک هستند و از حقیقت زندگی بیخبرند، در حالی که عدهای خاص هستند که به دنبال بقای جان و معنا میگردند.