نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۷۴ - حکایت سنایی

سنایی غزنوی / طریق التحقیق / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

بود در عهد ما شهی کافر

نام او در جهان به عدل شمر

سایهٔ عدل بر جهان گسترد

خلق را در خط امان آورد

ملک خود را به عدل‌کرد آباد

کآفرین بر شهان عادل باد!

مهربان بود بر رعیت خود

از برای صلاح دولت خود

در پناهش رعیت آسوده

ده به داد و دهش بیفزوده

ایزدش عز این جهانی داد

مدتی دیر زندگانی داد

روزگاری جهانگشایی کرد

کامرانی و پادشایی کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در عهد قدیم، پادشاهی کافر وجود داشت که به نام "عدل" مشهور بود. او سایه عدل را بر جهان گسترد و مردم را در امنیت نگاه داشت. سرزمینش را با عدالت آباد کرد و به شهان عادل تبریک گفت. این پادشاه مهربان بود و برای خیر و صلاح رعیت خود تلاش می‌کرد. مردم در پناه او آسوده زندگی کردند و او به آن‌ها داد و بخشش‌های زیادی عطا کرد. خداوند به او عزت و عمر طولانی داد و او توانست در دوره‌ای به حکومت و پیروزی‌های بزرگی دست یابد.