سنایی غزنوی
زندگینامهٔ سنایی
ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمیآید، او به تمام دانشهای زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶۲ سالگی درگذشت. از آثار وی میتوان به دیوانهای قصیده، غزل، ترکیب و ترجیع، قطعه و رباعی اشاره کرد. به علاوه، مثنویهای وی معروف و بدین قرارند: مثنویهای حدیقةالحقیقه، طریق التحقیق، کارنامهٔ بلخ، سیر العباد الی المعاد، عشقنامه و عقلنامه. سه مکتوب و یک رسالهٔ نثر نیز به وی نسبت دادهاند.
آثار سنایی
شعرهای سنایی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۲ — تا کی از یاران وصیت تخت و افسر داشتن
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۷ - معروفی بود زن سلیطهای داشت او را به قاضی برده بود و رنج مینمود در حق وی گوید — ویحک ای پردهٔ پردهدر در ما نگران
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۹ - در نعت امام هشتم (ع) — دین را حرمیست در خراسان
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۸ - در مدح محمد تکین بغراخان — چرخ نارد به حکم صدر دوران
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۰ — ای سنایی ز آستان نتوان شدن بر آسمان
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۱ - در مدح سرهنگ محمدبن فرج نو آبادی — خجسته باد بهاری بهار ارسنجان
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۳ - در پاسخ پرسش سلطان سنجر دربارهٔ مذهب — کار عاقل نیست در دل مهر دلبر داشتن
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۶ - در مدح امین الدین رازی — بنه چوگان ز دست ای دل که گمشد گوی در میدان
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۱ - دعوت به آزادگی و عدالتخواهی — ای سنایی خویشتن را بی سر و سامان مکن
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۵ — دست اندر لام لا خواهم زدن
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۹ — رحل بگذار ای سنایی رطل مالامال کن
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۷ — ای یار مقامر دل پیش آی و دمی کم زن
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۰ — ای سنایی قدح دمادم کن
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۸ - موعظه در وصول به عالم لاهوت — چو مردان بشکن این زندان یکی آهنگ صحرا کن
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۶ — ای مسافر اندرین ره گام عاشقوار زن
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۴ — شرط مردان نیست در دل عشق جانان داشتن
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۷ - دعوت به زهد و ستایش سید فضلالله — هر که را ملک قناعت شد مسلم بر زمین
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۸ - از زبان منجم ماوراء النهر که تقویم آورده بود گفتهاست — ای امین شاه و سلطان و امیر ملک و دین
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۵ - در مدح بهرامشاه — در میان کفر و دین بی اتفاق آن و این
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۶ - در نعت رسول اکرم (ص) — ای گزیده مر ترا از خلق ربالعالمین
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۹ - خطاب به خواجه قوامالدین ابوالقاسم — تا سرا پرده زد به علیین
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۲ - منع کبر و غرور و مذمت دنیا — ای دل ار در بند عشقی عقل را تمکین مکن
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۳ - در حکمت و موعظت — ای منزه ذات تو «اما یقول الظالمون»
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۴ - در تمجید و توحید حضرت باری — ایا از چنبر اسلام دایم برده سر بیرون