سنایی غزنوی
زندگینامهٔ سنایی
ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمیآید، او به تمام دانشهای زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶۲ سالگی درگذشت. از آثار وی میتوان به دیوانهای قصیده، غزل، ترکیب و ترجیع، قطعه و رباعی اشاره کرد. به علاوه، مثنویهای وی معروف و بدین قرارند: مثنویهای حدیقةالحقیقه، طریق التحقیق، کارنامهٔ بلخ، سیر العباد الی المعاد، عشقنامه و عقلنامه. سه مکتوب و یک رسالهٔ نثر نیز به وی نسبت دادهاند.
آثار سنایی
شعرهای سنایی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۶ — سر به سر دعویست مردا مرد معنی دار کو
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۵ — ای سنایی عاشقی را درد باید درد کو
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۳ — ای تماشاگاه جانها صورت زیبای تو
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۲ - در مرثیهٔ تاجالدین ابوبکر — ای برده عقل ما اجل ناگهان تو
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۱ — ای مقتدای اهل طریقت کلام تو
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۰ — بس که شنیدی صفت روم و چین
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۴ - دریغاگویی از نااهلی روزگار — جهان پر درد میبینم دوا کو
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۷ — راه دین پیداست لیکن صادق دیندار کو
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۴ - در مدح بهرامشاه پسر مسعود غزنوی — گر هیچ نگارینم بر خلق عیانستی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۸ — دلی از خلق عالم بیغمی کو
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۰ - در مدح بهرامشاه پسر مسعود شاه — آمد هلال دلها ناگه پدید ناگه
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۳ - موعظه در تهیهٔ توشهٔ آخرت — ای دل غافل مباش خفته درین مرحله
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۲ - در مراتب مقام انسان — ای ایزدت را رحمت آفریده
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۱ - در مدح خواجه مردانشاه — در همه ملک ندید از همهٔ مردان شاه
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۹ - در مدح بهرامشاه — جویندهٔ جان آمده ای عقل زهی کو
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۵ — ایا بی حد و مانندی که بی مثلی و همتایی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۰ - در مدح بهرامشاه — این چه بود ای جان که ناگه آتش اندر من زدی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۹ — ایا مانده بیموجب هر مرادی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۳ - در مدح بهرامشاه — گرد رخت صف زده لشکر دیو و پری
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۸ — دلا زین تیرگی زندان اگر روزی رها یابی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۷ - در مدح خواجه ایرانشاه — ای ز آواز و جمال تو جهان پر طربی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۶ - در مدح احمد عارف زرگر گوید که به حج رفت از بلخ و حج نیافت — ای ز عشق دین سوی بیتالحرام آورده رای
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۱ - در مدح تاجالدین ابوالفتح اصفهانی — ای پدیدار آمده همچون پری با دلبری
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۲ - در مدح خواجه عمید ابراهیم بی علی بن ابراهیم مستوفی — شیفته کرد مرا هندوکی همچو پری