شمارهٔ ۱۱۷ سیف فرغانی
سیف فرغانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
یار در شیرینی از شکر گذشت
عشق در دلسوزی از آذر گذشت
چون کنم چون انگبین آگاه نیست
زآنکه بی او شمع را بر سر گذشت
باد زلفش را پریشان کرد دی
بوی او خوش شد چو بر عنبر گذشت
می نیارم زآن رقیبان چو دیو
گرد کوی آن پری پیکر گذشت
منع را بر آستان خفته است سگ
زآن نمی آرد گدا بردر گذشت
دی مرا پرسید یار از حال صبر
گفتمش تو دیر زی کو در گذشت
آب چشمم بی تو بگذشت از سرم
بی تو این دارم یکی از سرگذشت
او مرا طالب من اورا عاشقم
انتظار از حد شد و از مر گذشت
راست چون لیلی و مجنون هر دو را
عمر در سودای یکدیگر گذشت
یار دی اشعار من می خواند، گفت
پایه شعر تو از خوشتر گذشت
گفتم آری این عجب نبود ازآنک
آب شیرین شد چوبر شکر گذشت
سیف فرغانی بیمن ذکر دوست
گوهر نظمت بقدر از زر گذشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساسات عاشقانه و درد جدایی میپردازد. شاعر به محبت yار و تأثیر او بر زندگیاش اشاره میکند. او از زیبایی و شیرینی عشق میگوید و میافزاید که جدایی و دوری از یار، عذاب آور است. شاعر به بوی خوش و زلف پریشان یار اشاره میکند و نشان میدهد که هر چیز بدون او بیمعناست. در نهایت، عشق را مانند داستانهای لیلی و مجنون میبیند و به خوبی و تأثیر شعرهایش در کنار یاد یار اشاره میکند. به طور کلی، شعر روایتگر آرزوها و عواطف عمیق عاشقانه است.