نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۱ سیف فرغانی

سیف فرغانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای نور دیده دیده ز (روی) تو نور یافت

جان حزینم از غم عشقت سرور یافت

خورشید سوی مشرق از آن راه گم نکرد

کز روی همچو ماه تو هر روز نور یافت

از نفحه هوای تو جان را میسر است

آن زندگی که قالبش از نفخ صور یافت

بی رهبر عنایت تو بنده جای خود،

گرچه بسی دوید، ز کوی تو دور یافت

ایوب وار دل ز پی نعمت وصال

بر محنت فراق تو خود را صبور یافت

جز وصف حسن صورت زیبای تو نکرد

معنی چو بر مظنه خاطر ظهور یافت

رویت بسوی کعبه وصلت دلیل شد

آنرا که از شعایر عشقت شعور یافت

موسی مناقب تو در الواح خویش خواند

داود وصف حسن تو اندر زبور یافت

گرچه بسیف میل نکردی ولی ورا

نی میل کم شد و نه ارادت فتور یافت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است. شاعر از نور و روشنی چهره محبوبش سخن می‌گوید که برای او آرامش و سرور به ارمغان آورده است. او به شباهت معشوق به خورشید و ماه اشاره می‌کند و می‌گوید که زندگی‌اش از عشق او تأثیر گرفته است. شاعر با وجود دوری از معشوق، همچنان به او وفادار است و صبر می‌کند. همچنین، به عظمت معشوق در تاریخ اشاره کرده و می‌گوید که نام و یاد او در دل‌ها و نوشتارهای بزرگان مانند موسی و داود نیز جای دارد. عشق او بی‌حد و مرز است و هرگونه دوری از معشوق بر ارادت و میل او تأثیری نگذشته است.