نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۳ سیف فرغانی

سیف فرغانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نسیم باد بهاری گر اتفاق افتد

که ره گذار تو بر جانب عراق افتد

چو بگذری بسر کوی یار من برسان

سلام من اگرش هیچ بر مذاق افتد

بدان نگار که گرماه روی او بیند

شب چهارده ازشرم در محاق افتد

وگر بپرسدت از حال و روزگار دلم

بفرصت ار نفسی با تو هم وثاق افتد

بگو چگونه بود حال آنکه دور از تو

زآب وصل تو درآتش فراق افتد

دلش گداخته از راه دیدگان بچکد

چودر حدیث توبا وصف اشتیاق افتد

بیادگار دل تنگ ما نگه می دار

که باز وصل من وتوکی اتفاق افتد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره longing (دلتنگی) و عشق است. شاعر به معشوق خود می‌گوید که اگر زمانی گذرش به عراق افتاد، از طرف او سلامی به معشوق برساند. او به زیبایی معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر کسی ماه روی او را ببیند، در شب چهارده به‌خاطر شرم خود را پنهان می‌کند. شاعر همچنین از حال و روز دلbroken خود در دوری از معشوق می‌گوید و ابراز می‌کند که دلش به خاطر عشق و اشتیاقش به معشوق آتش می‌گیرد. در پایان، او می‌خواهد که یادگاری از دل تنگی‌اش نزد معشوق بماند تا شاید روزی دوباره به هم برسند.