شمارهٔ ۱۹۲ سیف فرغانی
سیف فرغانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
مرا چندانکه در سر دیده باشد
خیال روی تو در دیده باشد
ز عشقت چون نگه داردل خویش
کسی کو چون تو دلبر دیده باشد
بجز سودای تو هرچ اندرو هست
ز سر بیرون کنم گر دیده باشد
فلک گر چه بسی گرد جهان گشت
ولیکن چون تو کمتر دیده باشد
بدیگر جای آنرا کن حواله
که چون تو جای دیگر دیده باشد
رخ و قد ترا آنکس کند وصف
که ماهی بر صنوبر دیده باشد
دهانت را کسی داند صفت کرد
که او در پسته شکر دیده باشد
نپندارم که خورشید جهان گرد
ترا جز سایه همسر دیده باشد
کسی کو در عرق بیند رخ تو
بگل بر آتش تر دیده باشد
اگر با سیف فرغانی نشینی
گدا خود را توانگر دیده باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و ویژگیهای خاص معشوق خود اشاره میکند. او میگوید که هر کس زیبایی و چهرهی او را دیده باشد، نمیتواند فراموش کند. عشق او آنقدر عمیق است که هر چیزی دیگر را از دلش میزداید. شاعر به مقایسهی زیبایی معشوق با دیگر زیباییها میپردازد و تأکید میکند که علاوه بر رخش، هیچ کس نمیتواند او را توصیف کند. در نهایت، به وفور احساس عشق و زیبایی اشاره کرده و تأکید میکند که هیچ کس نمیتواند همچون معشوق او را درک کند یا وصف کند.