شمارهٔ ۲۰۰ سیف فرغانی
سیف فرغانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای که شیرینی تو شور در آفاق افگند
حلقه زلف تو در گردنم انداخت کمند
هرچه معنیست اگر جمله مصور گردد
کس بمعنی و بصورت بتو نبود مانند
گر بتریاک وصالم برسانی باری
پیشتر زآنکه کند زهر فراق تو گزند
هرچه غیر تو اگر جمله درو پیوندد
عاشق روی تو با غیر نگیرد پیوند
عاشق از دادن جان بیم ندارد زیرا
نبود زنده دل عشق بجان حاجتمند
از هوای تو در آفاق بگردد چون باد
وز برای تو بر آتش بنشیند چو سپند
صحبت جورش اگر چند دهد آسان دست
هم قبولش نکند عاشق دشوار پسند
دوست گر عرضه کند ملک دو عالم بر تو
در دو عالم مشو از دوست بچیزی خرسند
تا تو در بند خودی دست نیابی بر دوست
دست در عشق زن و پای برآور زین بند
برو ای عاقل مغرور، مرا پند مده
زآنکه مجنون غم عشق نمی گیرد پند
سیف فرغانی در کوی ملامت نه پای
اینچنین معتکف کنج سلامت تا چند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق شاعری میپردازد که عاشقانه به معشوق خود مینگرد. او از شیرینی عشق و تاثیر آن در زندگی سخن میگوید و به تمایز معشوقش با سایر معشوقها اشاره میکند. شاعر همچنین بیان میکند که عشق حقیقی با هیچ چیز دیگری قابل مقایسه نیست و عاشق برای رسیدن به محبوب خود هر چیزی را تحمل میکند. او به این نکته اشاره میکند که حتی اگر شرایط سختی پیش بیاید، عشق او نسبت به معشوقش تغییری نمیکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که عشق و جنون در دنیای عاشق، هیچ پند و نصیحتی را قبول نمیکند. در انتها، شاعر پیامدهای عشق را به تصویر میکشد و در عین حال به کشف عمیقتر معنی عشق و وابستگی به معشوق میپردازد.