شمارهٔ ۲۱۷ سیف فرغانی
سیف فرغانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گر درد عشق در دل و در جان اثر کند
در دردمند عشق چه درمان اثر کند
در دین عاشقان که از اسلام برترست
کفریست عشق تو که در ایمان اثر کند
در کنه وصف تو نرسد فهم چون منی
حاشا که در کمال تو نقصان اثر کند
از جور عشق تو دل و جانم خراب شد
در مملکت تعدی سلطان اثر کند
بعد از چنین ستم چه زیان دارد ار کنی
عدلی که در ولایت ویران اثر کند
ترسم که روز وصل نیابی اثر ز من
در من (اگر) فراق تو زین سان اثر کند
بسیار جهد کردم و خاطر بر آن گماشت
تا خدمتی کنم که ترا آن اثر کند
کردم برین قرار که یک شب بسوز دل
آهی کنم که در دلت ای جان اثر کند
شبها بگریه روز کنم در فراق تو
تا صبح وصل در شب هجران اثر کند
یک نکته از لب تو دلم را حیات داد
در مرده آب چشمه حیوان اثر کند
گر تو بلطف یاد کنی عاشقانت را
لطفت ز راه دور در ایشان اثر کند
یوسف چو پیرهن ببشیر وصال داد
بویش ز مصر تا در کنعان اثر کند
اشعار سیف جمله بذکرت مرصعست
در زر و سیم سکه شاهان اثر کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و تأثیرات عمیق آن بر دل و جان انسانهاست. شاعر از درد عشق و تأثیرات آن بر خود و دیگران میگوید و بیان میکند که عشق میتواند به شکلی خاص بر زندگی عاشقان اثر بگذارد. وی به ارزش بالای عشق در مقایسه با دین اشاره میکند و میگوید که عشق حقیقی نمیتواند در کمال و جمال معشوق نقصی داشته باشد. همچنین، شاعر از تحمل دردهای فراق و تلاش برای به دست آوردن عشق سخن میگوید و میافزاید که یاد معشوق میتواند حیات بخش باشد. در نهایت، او به ارتباط عمیق میان عشق و آثار آن در زندگی اشاره میکند، بهگونهای که عشق میتواند بر افکار و دلها تأثیرگذار باشد.