شمارهٔ ۲۲۹ سیف فرغانی
سیف فرغانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
آن زمانی که ترا عزم سفر خواهدبود
بس دل و دیده که درخون جگر خواهدبود
همچو من خشک لبی از سر کویت نرود
گر فراق تو نه بادیده تر خواهدبود
مرو ای دوست که مرناوک هجران ترا
دردل مانه که درسنگ اثر خواهد بود
مرو ای دوست مرو ور بروی زود بیا
که مرا چشم بره گوش بدر خواهد بود
صفحه عارض خوش خط توچون یاد کنم
همچو اعراب دلم زیروزبر خواهد بود
ای ز خورشید سبق برده بدان روی بگو
که شب هجر ترا هیچ سحر خواهد بود؟
سیف فرغانی در عشق تو می گفت مگر
شاخ اومید مراوصل تو برخواهد بود
در ضمیرش نگذشت آنک درخت عشقت
آن نهالیست که هجرانش ثمر خواهدبود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به احساس درد و اندوه ناشی از جدایی و هجرت معشوق اشاره میکند. او میگوید زمانی که معشوق سفر کند، دل و دیدهاش پر از غم خواهد شد. شاعر به محبتش به معشوق تأکید کرده و از او میخواهد که نرود، زیرا جدایی او اندوهی عمیق به همراه خواهد داشت. او امیدوار است که معشوق به زودی برگردد و با یادآوری زیباییهای او، درد جدایی برایش قابل تحملتر شود. در پایان، او به این نکته اشاره میکند که عشق و امیدش به وصال معشوق، همچون نهالی است که جداییاش در آینده میوهای به همراه خواهد داشت.