نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۰ سیف فرغانی

سیف فرغانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای ز شیرینی شده دام مگس

شکری فرما بانعام مگس

همچو من خلقی گرفتار تواند

زآنکه شیرینی بود دام مگس

عاشقان را بی لبت آرام نیست

بی شکر چون باشد آرام مگس

هر زمانم از تو چیزی آرزوست

ای شکر چونی زابرام مگس

از تو اکرامی همی دارم طمع

خود شکر کی کرد اکرام مگس

هست بر لعل لبت اقدام من

همچو بر شیرینی اقدام مگس

وقت ما خوش بود چون صبح خروس

بی تو ناخوش گشت چون شام مگس

در زمان ما نباشی بی رقیب

باد زن داری بهنگام مگس

هست اندر کاسه و خوان کسان

همچو گربه پخته و خام مگس

ای رقیب آستین افشان برو

تا شکر شیرین کند کام مگس

او بشکر خوردن اندر بسته دل

تو گشاده لب بدشنام مگس

از تو همرنگی نشاید چشم داشت

همچو یکرنگی زاندام مگس

کاشکی غایب شدی شکرفروش

تا شکر بگزاردی وام مگس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ عشق و شیفتگی به یک محبوب است که به شیرینی و شکر تشبیه شده است. شاعر از دام مگس و شیرینی آن صحبت می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه انسان‌ها نیز چون مگس‌ها به زیبایی و جذابیت محبوب خود گرفتار می‌شوند. همچنین، بیان می‌کند که عاشق بدون لب‌های شیرین محبوبش آرامش ندارد و همواره چیزی از او آرزو دارد. در این شعر، رقابت و حسادت نیز مطرح می‌شود و شاعر به رقیب خود یادآوری می‌کند که چگونه می‌تواند با زیبایی محبوبش بازی کند. در نهایت، شاعر آرزوی دوری از رقیب و در دسترس بودن محبوب را دارد، تا بتواند از شیرینی عشقش بهره‌مند شود.