نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۱ سیف فرغانی

سیف فرغانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای خواسته زلعل لب آن نگار بوس

بی زر ز لعل یار توقع مدار بوس

خوردم بسی ترش چو ندیدم زبخت شور

من تلخ کام از لب شیرین یار بوس

گر دست یابم از سر صدق وصفا زنم

بر پای او چو دامن او صد هزار بوس

رخ بر بساط خاک نهم تا بمن رسد

از پای اسبت ای شه چابک سوار بوس

در ملک پنج نوبه زنم گرمرا شود

یکره میسر از دو لب تو سه چار بوس

آنکس که عاشقانرا در زیر لب نهان

دشنام می دهد ندهد آشکار بوس

بوسی بلابه میخوهم ازتو که خوش بود

از غم زده تضرع واز غمگسار بوس

در باغ بهر سبزه که مانند خط تست

خواهد دهان گل زلب جویبار بوس

نا خواسته ببوسه کرم کن که خوش بود

بی التماس بخشش وبی انتظار بوس

چون از لب تو نیست گر آن آب زندگیست

چون از دهان مرده نیاید بکار بوس

بر جای کاسه برسر خوان وصال خود

خواهم که بهر من بنهی بر قطار بوس

روزی که میهمانی عشاق خود کنی

هریک برآستانت زنند ای نگار بوس

هرچند سیف را بود ای محتشم بحسن

دریوزه از لبان تو درویش وار بوس

لب بر دهان نهی نبود در حساب وصل

یا عقد دوستی نبود در شمار بوس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و تمایل به بوسیدن معشوق است. شاعر از زیبایی و شیرینی لب‌های یار سخن می‌گوید و آرزو دارد که بتواند او را ببوسد. او به تلخی تجربه‌های خود اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر بتواند، با صداقت و صفا، به پای معشوق می‌افتد و هزاران بوسه بر او نثار می‌کند. همچنین، شاعر از محافل عشق و دوستی یاد می‌کند و به اهمیت بوسه به عنوان نشانه‌ای از عشق و ارتباط عمیق اشاره دارد. در نهایت، او از معشوق می‌خواهد که به او رخصت بوسیدن بدهد و این عمل را بدون انتظار و خواهش انجام دهد. شعر به زیبایی احساست عاشقانه و آرزوهای عاشقانه را به تصویر می‌کشد.