شمارهٔ ۳۱۷ سیف فرغانی
سیف فرغانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
چون ازآن موسم کز وگرددجهان را وقت خوش
و زگل ولاله شود پیر وجوان را وقت خوش
عامیان را وقت خوش (چون) شاهد گل رخ نمود
روی بنما تا شود مر عاشقان را وقت خوش
از سرود ورود اگر خوش دل شوند اصحاب لهو
جز بیادت کی شود صاحب دلان را وقت خوش
ورچه مرغ اندر قفس خوش نبود ازدیدار تو
در تن همچون قفس شد مرغ جان را وقت خوش
پای خواهم کوفت زین پس ازسماع نام دوست
برزمین زآن سان که گردد آسمان را وقت خوش
ازسر حال ار بجنباند سری درویش او
گردد از تأثیر آن کون و مکان را وقت خوش
بخت راگفتم مدد کن تا بگویم یک غزل
کز سماعش گردد این سرو روان را وقت خوش
کزلب شیرین او وز خنده چون شکرش
زاهدان رارو ترش شد عارفان را وقت خوش
عاشقان را شور حاصل شد چو جانان رقص کرد
آسمان زد چرخ وشد مر اختران را وقت خوش
سیف فرغانی زشعرت عامیان را بهره نیست
کی کند بانگ جرس مر کاروان را وقت خوش
گرچه استاد از کلام الله کند تعلیمشان
جز ببازی کی شود مر کودکان را وقت خوش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف لحظات خوش زندگی و زیباییهای طبیعی میپردازد. شاعر به ارتباط بین عشق، زیبایی و شادی در زندگی اشاره میکند و میگوید که هنگام گلچینی و ظهور زیباییها، زمان مناسبی برای عاشقان است. او به تأثیر عشق و زیبایی بر حالت روحی انسانها اشاره کرده و به این نکته میپردازد که حتی در دوری از محبوب، روح انسانی همانند پرندهای در قفس احساس حبس میکند. شاعر از نقش نام و یاد دوست در خوشی اشاره میکند و میگوید که با یاد او هر چیز میتواند زیبایی و خوشی به همراه داشته باشد. همچنین به تاثیر شعر و سماع در ایجاد شادی و خوشی میان انسانها اشاره میکند و میگوید که با وجود تعالیم مذهبی، عشق و زیبایی چیزی است که آدمی را به سمت خوشی سوق میدهد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که عشق و زیبایی میتواند بر روح و وضعیت کیهانی تأثیر گذاشته و بر زندگی انسانها تاثیر مثبتی داشته باشد.