شمارهٔ ۳۲۲ سیف فرغانی
سیف فرغانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
منم امروز دور از مشرب خویش
بسر پویان بسوی مطلب خویش
بلعلت تشنه شد آب روانم
رها کن تشنه را در مشرب خویش
تو خورشیدی و من بی نور رویت
چنین تا کی بروز آرم شب خویش
ز شوق ار بر دهانت می نهم لب
نه لعل تو همی بوسم لب خویش
چنانم متحد با تو که در تو
همی یابم حرارت از تب خویش
تو با این حسن اگرچه دین نداری
امام عصری اندر مذهب خویش
ترا از دوستی خواهم که چون جان
کنم پیراهنی از قالب خویش
مرا خود از سر غفلت خبر نیست
که دارم پای تو در جورب خویش
غم تو قوت من شد کسبم اینست
حلالی می خورم از مکسب خویش
بیا و از رقیب خود میندیش
فلک را نیست بیم از عقرب خویش
من از درد تو ای درمان دلها
بیارب آمدم از یارب خویش
بدین طالع ندانم از که نالم
ز ماه دوست یا از کوکب خویش
درین ره سیف فرغانی فروماند
چنین تا کی دواند مرکب خویش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر نشاندهنده تنهایی و عشق عمیق گوینده به معشوق است. او در جستجوی معشوقش قصد دارد از حجابهای روزمره عبور کند و تشنگی روحیاش را با عشق سیراب کند. گوینده به زیباییهای معشوق اشاره میکند و احساس میکند بدون او بینور و بیحضور است. ارتباط عمیق و درونیاش با معشوق به میزان حرارت و شوقی که نسبت به او دارد، وابسته است. همچنین، او به غم و درد ناشی از این عشق اشاره میکند و تأکید میکند که این درد برای او قوت و انگیزه است. در نهایت، گوینده به بیکسی و غفلت از خود اشاره میکند و از ناتوانیاش در بیان احساساتش عمیقاً ابراز نگرانی میکند.