نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴۲ سیف فرغانی

سیف فرغانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای سجده کرده پیش جمالت بت چگل

مطلوب خلق عالم ومحبوب اهل دل

هم شهد از حلاوت گفتار تو برشک

هم حسن از طراوت رخسارتو خجل

علم ازل تواتر انوار تو بجان

ملک ابد تعلق غمهای تو بدل

خاصیتی است عشق ترا بر خلاف رسم

ینجی لمن یعذب یهدی لمن یضل

زین عام را خبر نه که خاص از برای تست

تأثیرلطف صنع یدالله در آب وگل

باشد وجود تو قلم صنع را مداد

یک یک حروف کون بهم گشت متصل

مانند تو در انجم وافلاک کس ندید

مجموعه یی بر انفس وآفاق مشتمل

مصباح ماه را شده چون شمع آفتاب

مشکاة نور روشن از آن روی مشتعل

از مکتب فقیر تو گردون خوهد زکات

با نعمت گدای تو قارون بود مقل

گر وصل دوست می طلبی زینهار سیف

پیوند هر دو کون ز خاطر فرو گسل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش محبوبی می‌پردازد که جمال و زیبایی‌اش باعث جذّابیت و محبت خلق و دل‌ها شده است. شاعر به حلاوت گفتار و طراوت چهره محبوب اشاره می‌کند و می‌گوید که علم و دانش از نور او جاری است. عشق او ویژگی خاصی دارد که می‌تواند گمراهان را هدایت کند و زندانیان را نجات دهد. وجود محبوب همچون قلمی است که حروف هستی را به هم وصل می‌کند و نمی‌توان در آسمان‌ها و زمین چیزی مشابه او یافت. نور او به حدی درخشان است که مانند آفتاب بر شب‌تابان می‌تابد و مکتب او حتی از فقر نیز غنا می‌آورد. شاعر در پایان به دقت و احتیاط در پیوند با محبوب تأکید می‌کند و به خواننده هشدار می‌دهد که ارتباط دو جهان را از خاطر پاک کند.