نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷ سیف فرغانی

سیف فرغانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

روزی آن روی چو خورشید و بر و خال چو شب

دیدم و عشق مرا با تو همین بود سبب

زین پس از پیش تو کوته نکنم دست نیاز

زین پس از کوی تو بیرون ننهم پای طلب

گوشه‌ای از سر کوی تو قصور فردوس

نیمه‌ای از مه روی تو هلال غبغب

دیدن تو ببرد قاعده غم از دل

بوسه تو بنهد خاصیت جان در لب

در دهان گیر لب خویش دمی تا بینی

ذوق صد تنگ شکر جمع شده در دو رطب

روی تو با خط مشکین تو می دانی چیست

آفتابیست (و) بر (هر) طرفش نیمه شب

بر سرم عشق تو مالید شبی دست قبول

در دلم مطرب اندوه تو زد چنگ طرب

در جهان دلم ای ترک سیه چشم گذشت

غارت هندوی زلف تو ز یغمای عرب

سیف فرغانی در حضرت جانان دایم

خامشی غیر ادب دان و سخن ترک ادب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعری عاشقانه و عارفانه است که به زیبایی معشوق و عشقش اشاره دارد. شاعر از دیدن محبوبی صحبت می‌کند که زیبایی‌اش چون خورشید و چهره‌اش چون شب است. او تصمیم می‌گیرد هرگز از درگاه محبوبش دست برندارد و همیشه در جستجوی او باشد. شاعر بیان می‌کند که دیدن محبوبش غم را از دلش می‌زداید و بوسه‌اش جان بخش است. او از زیبایی و خط مشکین محبوبش می‌گوید و عشق او را به عنوان نیرویی قوی توصیف می‌کند که بر زندگی‌اش تأثیر می‌گذارد. در نهایت، شاعر بیان می‌کند که عشقش هر لحظه از زندگی‌اش را تحت تأثیر قرار داده و به او الهاماتی عمیق می‌بخشد.