شمارهٔ ۴۰۶ سیف فرغانی
سیف فرغانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما دل برای دوست ز جان برگرفته ایم
چشم طمع ز هر دو جهان برگرفته ایم
ما را ز جوی دوست دهن تر نمی کند
آبی که همچو سگ بزبان برگرفته ایم
ما را نبود چون دگران خوشه چین (کسی)
چون مرغ دانه یی بدهان برگرفته ایم
از وی مدد خوهیم که از بارگاه او
باری که بردنش نتوان برگرفته ایم
ای تو بدست لطف سبک کرده بارها
از تو مدد، که بار گران برگرفته ایم
چیزی دگر مخوه که ز دیوان عشق ما
خود را باین قدر بضمان برگرفته ایم
خاک در ترا بسر انگشت آرزو
گویی که چون ادام بنان برگرفته ایم
گفتی برو بنه سر و برگیر دل ز غیر
دیرست کین نهاده و آن برگرفته ایم
چون برگرفت تشنه بلب آب را ز جوی
ما از در تو خاک چنان برگرفته ایم
گر سیف از تو همچو نگین پایدار شد
ما از نگین چو شمع نشان برگرفته ایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان عشق و ارادت عمیق شاعر به دوست (معشوق) میپردازد. شاعر میگوید که برای دوست از جان خود مایه گذاشته است و نه به دنیا و نه به هیچ چیز دیگری طمع ندارد. او نشان میدهد که با وجود دشواریها، از محبت و دوستی خود دست نمیکشد و برای دریافت کمک و بخشش از معشوق احساس نیاز میکند. شاعر همچنین به لیاقت و ارزش خود اشاره میکند و تأکید میکند که دیگران نمیتوانند مانند او از عشق بهرهمند شوند. در نهایت، او با اشاره به تشنگی و نیاز خود به محبت معشوق، ابراز میدارد که تمام آمال و آرزوهایش را در عشق به او متمرکز کرده است.