شمارهٔ ۴۱۴ سیف فرغانی
سیف فرغانی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
بخت من از تست شور ای بت شیرین دهن
تنگ شکر برگشا تلخ مکن کام من
ای لب لعل ترا تنگ شکر بار گیر
وی سر زلف ترا مشک ختن در شکن
گر تو ببزم طرب جام بری پیش لب
باده بنوشی برطل نقل بریزی بمن
بر اثر تلخ می مست ترش روی را
جرعه شیرین دهد پسته شور از دهن
دست تو چون تاب داد زلف رسن پیچ را
بر دل تنگم فتاد بار غمت زآن رسن
فاخته گر در چمن ذکر تو گوید بصوت
شاخ شود پای کوب برگ شود دست زن
سرو درآید برقص نعره زند عندلیب
غنچه کند جیب چاک گل بدرد پیرهن
بلبل عاشق شود همچو زلیخا بصدق
یوسف گل را که یافت شاهی مصر چمن
سیف اگر بشنود این غزل اندر سماع
گر بود از شوق تو مرده بدرد کفن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عشق و زیبایی معشوق میپردازد. شاعر ابراز میکند که معشوقش مانند شیرینی و شکر است و حضور او کام دل را شیرین میکند. او از لبهای سرخ و موی مشکی معشوق سخن میگوید و احساسات عمیق خود را نسبت به او بیان میکند. همچنین، شاعر حس سوز و گداز عاشقانه و شور و شوقی را که برای معشوق دارد، تصویر میکند. او در نهایت بیان میکند که اگر کسی این غزل را بشنود، اثر شوق و عشق به معشوق را به وضوح درک خواهد کرد.