نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱۲ سیف فرغانی

سیف فرغانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای باغ نیکویی گل روی تو را چمن

گل در چمن دریده ز شوق تو پیرهن

زنده‌دل است مردهٔ عشق تو در لحد

جان‌پرور است کشتهٔ تیغ تو در کفن

ما بی‌تو همچو مرغ به دام اندریم و تو

در باغ می‌خرام چو طاووس در چمن

در زیر پایت از عرق روی خوب خویش

نسرین گلاب ریخته بر برگ نسترن

خوی بر رخ تو ای گل از اندام تو خجل

گویی که قطره‌های گلاب است بر سمن

خوبان روزگار به پیش تو ای نگار

چون اَنجُمند پیش مه ای بَدرِ انجمن

ریحان چو بیخ خود به زمین سر فرو برد

فردا که تو بنفشه برآری ز یاسمن

گر بوسه‌ای از آن لب میگون رسد به سیف

مست از نشاط رقص کند روح در بدن

وصل من و تو دیر میسر شود از آنک

هرجا تو آمدی بروم من ز خویشتن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در وصف زیبایی و جذابیت محبوب شاعر است. شاعر از محبت و عشق خود به معشوق سخن می‌گوید و او را به باغی پر از گل تشبیه می‌کند. او بیان می‌کند که عشقش مانند گلی در چمن، شوق و اشتیاقی بی‌پایان دارد و بی‌معنی بودن زندگی بدون او را تشریح می‌کند. شاعر به زیبایی‌های ظاهری محبوب اشاره کرده و آن را با نرگس، عطر و گل‌ها مقایسه می‌کند. در نهایت، شاعر از دشواری‌های وصال و میل به نزدیکی به محبوب صحبت می‌کند، و به طور کلی حسرت و شوق عمیق خود را به تصویر می‌کشد.