نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳۹ سیف فرغانی

سیف فرغانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای دل ار جانان خوهی جان ترک کن

یک جهت شو ملک دو جهان ترک کن

جان دهی جانان ترا حاصل شود

گر دلت جانان خوهد جان ترک کن

اندرین ره هرچه بینی غیر دوست

جمله کفرست ای مسلمان ترک کن

دوست خواهی ملک دنیا گو مباش

یوسف آمد بیت احزان ترک کن

شد عزیز مصر، یوسف را بگوی:

ملک خواهی راند زندان ترک کن

هرچه موری را بیازارد زتو

گر بود ملک سلیمان ترک کن

هرچه با آن مر ترا سرخوش بود

پای بر فرقش نه وآن ترک کن

تا سرت باشد گریبان بایدت

سر بنه وآنگه گریبان ترک کن

تا لب شیرین او شیرت دهد

طفل این ره مباش ودندان ترک کن

تشنه بر خاک در جانان بمیر

ور بگوید آب حیوان ترک کن

سیف فرغانی گرت دشوار نیست

هرچه غیر اوست آسان ترک کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به معنای فراخوانی به ترک دنیاست و تاکید می‌کند که برای رسیدن به معشوق واقعی (جانان)، باید از تعلقات دنیوی و هر چیزی که جز اوست، دوری کرد. شاعر به انسان‌ها می‌گوید که اگر می‌خواهند به حقیقت برسند و عشق واقعی را درک کنند، باید از دنیا و زرق و برق آن دست بردارند. تاکید بر این است که هر چیزی که غیر از دوست (جانان) است، کفر و بیهوده است و انسان باید با ترک دنیا به عشق حقیقی دست یابد. در نهایت، متن به صورت طنزآمیز به آن اشاره می‌کند که برای دستیابی به معشوق، باید دشواری‌های راه را آسان گرفت و تنها به او فکر کرد.