شمارهٔ ۴۴۰ سیف فرغانی
سیف فرغانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
عشق را حمل بر مجاز مکن
جان ده ار عاشقی وناز مکن
با خودی گرد کوی عشق مگرد
مؤمنی بی وضو نماز مکن
دست باخود بکار دوست مبر
بسوی قبله پا دراز مکن
با چنین رو بگرد کعبه مگرد
جامه کعبه و نماز مکن
چون دلت نیست محرم توحید
سفر کعبه و حجاز مکن
از پی تن قبای ناز مدوز
مرده راجز کفن جهاز مکن
قدمت در مقام محمودیست
خویشتن بنده ایاز مکن
راز در دل چو دانه در پنبه است
همچو حلاج کشف راز مکن
بنسیمی که بر دهانت وزد
لب خود همچو غنچه بازمکن
بازکن چشم تا ببینی دوست
چون بدیدی دگر فراز مکن
تا توانی چو سیف فرغانی
عشق را حمل بر مجاز مکن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مضامین عمیق عشق و وحدت با خدا اشاره دارد. شاعر به عاشقان توصیه میکند که عشق را به صورت نمادین و مجازی در نظر نگیرند و باید با تمام وجود خود در عشق غوطهور شوند. او به مؤمنان یادآور میشود که نماز بیوضو و با دل ناآرام نکنند و در مسیر عشق، به کعبه و سنتهای دینی نپردازند اگر دلشان آماده نیست. همچنین او هشدار میدهد که ظاهر را فدای باطن نکنند و رازهای دل را که باید مخفی بمانند، فاش نسازند. در نهایت، شاعر دعوت به بیداری و دیدن دوست دارد و از عاشقان میخواهد که عشق را عمیق و واقعی تجربه کنند و به سادگی از نمادها فراتر روند.