شمارهٔ ۴۸۵ سیف فرغانی
سیف فرغانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بدیدم بر در یار ایستاده
چو من بودند بسیار ایستاده
بسوز سینه وآب دیده چون شمع
بشب در خدمت یار ایستاده
برآن نقطه که در مرکز نگنجد
بسر مانند پرگار ایستاده
بگرد دوست سربازان عاشق
چوگرداگرد (گل) خار ایستاده
زمین وار ار چه بنشینند از سیر
نباشند آسمان وار ایستاده
نشسته چنگ بر زانوی مطرب
زبهر ناله اوتار ایستاده
ازآن آرام جان یک درد دل را
بجان چندین خریدار ایستاده
محبت کار صعبست وجز ایشان
ندیدم بهر این کار ایستاده
بصحرای قیامت در توان دید
همه مردم بیکبار ایستاده
ایا درکوی تو چون من گدایی
چو بلبل بهر گلزار ایستاده
غم عشقت چنین ازپا درافگند
مرا وچون تو غمخوار ایستاده
مهاجر را خصم اندیشه نبود
بیاری کردن انصار ایستاده
سر گردون بزیر پای دارد
خرم در تحت این بار ایستاده
ورای سیف فرغانی گدایی
برین در نیست دیار ایستاده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تصویر کشیدن وضعیت عاشقان و غمخواران میپردازد که به خاطر عشق و محبت، در کنار محبوب خود ایستادهاند. او بیان میکند که علاقه و عشق کاری سخت و دشوار است، اما عاشقان همواره در پی محبوبشان ایستاده و پایدارند. به نوعی، شاعر به تکرار و ایستادگی عاشقان در برابر درد و رنج عشق اشاره میکند و نشان میدهد که غم و درد عشق آنها را از پا درآورده است، ولی آنها همچنان در کنار محبوب خود حاضراند. تصویرهای مختلف از ایستادگی عاشقان در موقعیتهای مختلف و در برابر چالشهای زندگی به چشم میخورد، که نشاندهندهی وفاداری و پایداری آنهاست.