شمارهٔ ۴۸۸ سیف فرغانی
سیف فرغانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای در لب لعل تو شکر تعبیه کرده
خوشتر ز شکر چیز دگر تعبیه کرده
گه خنده شیرین تو گاهی سخن تو
در پسته تنگ تو شکر تعبیه کرده
با جوهر عشق تو دل سوخته من
خاکیست در اجزاش گهر تعبیه کرده
بر چهره زردم ز غمت اشک روانم
آبیست درو خون جگر تعبیه کرده
با شعر چو سیماب روان گوهر نفسم
مسیست درو مهر تو زر تعبیه کرده
نادیده رخ خوب تو در وصف تو ما را
در ضمن معانیست صور تعبیه کرده
ای عین خود از چشم نهان کرده و خود را
در باطن اعیان باثر تعبیه کرده
رویت که نخستین اثرش صبح وجودست
یک لمعه خود در مه و خور تعبیه کرده
آن سرمه که عشاق بدان روی تو بینند
سودای تو در عین بصر تعبیه کرده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق گفته شده است. شاعر به توصیف لبهای شیرین معشوق و خندههای او میپردازد و بیان میکند که در ویژگیهای ظاهری او، مانند چهره زرد و اشکهایش، زیباییهای خاصی نهفته است. همچنین، عشق و شور و شوقی که در دلش بهخاطر معشوق وجود دارد، به تصویر کشیده شده است. شاعر به تأثیر عمیق معشوق بر وجود خود و احساساتش اشاره میکند و میگوید که زیبایی آنها بهصورت معنوی نیز در عالم وجود پذیرفته شده است. در نهایت، این شعر به ارتباط عمیق میان عشق و زیبایی میپردازد و عشق به معشوق را اصل و جوهر زندگی میداند.