شمارهٔ ۵۰۰ سیف فرغانی
سیف فرغانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
ای پیشِ تو ماه آسمان خیره
وز روی تو آبِ روشنان تیره
در چشمِ تو روی مردمی پیدا
در روی تو چشمِ مردمان خیره
بر دُرج دُرت ز لعل پیرایه
بر طرفِ مهت ز مُشک زنجیره
با چشمِ تو نرگس است همخوابه
با لعلِ تو شکّر است همشیره
همواره درونِ من بتو مایل
پیوسته رقیبِ تو ز من طیره
شیرین سخنِ تو تلخ شد با ما
آری بمرور میشود شیره
سیف از درِ تو شکسته بازآمد
چون لشکرِ کافر از دَرِ بیره
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق خود میپردازد. او از نور چهره او و تأثیر آن بر دیگران سخن میگوید و میگوید که چهرهاش همچون ماه در آسمان میدرخشد. زیبایی چشمان معشوق موجب میشود که دیگران به او خیره شوند و در دل شاعر نیز احساسات عمیقی نسبت به او وجود دارد. همچنین، شاعر اشاره میکند که سخنان شیرین معشوقش، به مرور زمان تلخ شده و او را به یاد شکستها و دردهای خود میاندازد. این شعر به خوبی عواطف و احساسات عاشقانه را منتقل میکند و نشاندهندهٔ تنشهای درونی شاعر است.