شمارهٔ ۴۹۲ سیف فرغانی
سیف فرغانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای خرد با عشق تو تنگ آمده
حسن با روی تو همرنگ آمده
با تو جانی هست ازمعنی حسن
قالب صورت برو تنگ آمده
برطرب رود جمالت حسن ولطف
چون دو صوت اندر یک آهنگ آمده
لعل میگونت که جان مست ویست
شیشهای توبه را سنگ آمده
برتن چون عود از دست غمت
هر رگی در ناله چون چنگ آمده
با تو نام ما زما برخاسته
ای مرا بی تو زمن ننگ آمده
در ره عشقت که منزل جزتو نیست
هردو عالم چون دو فرسنگ آمده
سیف فرغانی ترا در کوی دوست
بار افتادست وخر لنگ آمده
در ره وصفش جهانی رفته اند
لیک کس نبود برین تنگ آمده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و زیبایی محبوب خود سخن میگوید. او احساس میکند که عشقش به محبوبش او را به تنگنا میکشاند و زیبایی چهرهاش با عشق درآمیخته است. شاعر به عمق رابطهاش اشاره دارد و میگوید که وجودش تحت تأثیر جمال محبوب است. او همچنین به تأثیرات غم و شادی ناشی از این عشق اشاره میکند و از تنهایی و سختیهای مسیر عشقش مینالد. شعر به طور کلی احساسات عمیق و نقش عشق در زندگی انسان را به تصویر میکشد.