نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۹ سیف فرغانی

سیف فرغانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

دوست سلطان و دل ولایت اوست

خرم آن دل که در حمایت اوست

هر کرا دل بعشق اوست گرو

از ازل تا ابد ولایت اوست

پس نماند ز سابقان در راه

هر کرا پیش رو هدایت اوست

عرش بر آستانش سر بنهد

هر کرا تکیه بر عنایت اوست

در دو عالم ز کس ندارد خوف

هرکه در مأمن رعایت اوست

چون ز غایات کون در گذرد

این قدم در رهش بدایت اوست

منتها اوست طالب او را

مقبل آنکس که او نهایت اوست

با خود از بهر او جهاد کند

اسدالله که شیر رایت اوست

گو مکن وقف هیچ جا گر چه

مصحف کون پر زآیت اوست

خود عبارت نمی توان کردن

زآنچه آن انتها و غایت اوست

سیف فرغانی ار سخن شنود

اندکی زین نمط کفایت اوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و ارادت به یک معصوم، که احتمالاً اشاره به حضرت علی (ع) دارد، صحبت می‌کند. شاعر به فواید و برکات حب و ولایت او پرداخته و بیان می‌کند که هر کسی که در پناه این عشق باشد، از ترس و سختی‌ها ایمن خواهد ماند. او بر این باور است که حمایت و هدایت الهی تنها با توسل به این محبت به دست می‌آید و هیچ‌کس نباید از راه حق منحرف شود. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که رسیدن به کمال و هدف نهایی، تنها از طریق پیروی از این ولایت ممکن است.