شمارهٔ ۹۶ سیف فرغانی
سیف فرغانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
مرا با رخ تو نظر بهر چیست
چو رویت نبینم بصر بهر چیست
چو شیرین نگردد ازو کام من
ترا این لب چون شکر بهر چیست
چواز روز (بی بهره باشند) خلق
بر افلاک شمس وقمر بهر چیست
چو از وی توانگر نگردد فقیر
غنی را همه سیم وزر بهر چیست
چو عاشق نشد بر پری منظری
پس این آدمی ای پسر بهر چیست
چو از دست برنایدت کار عشق
پس ارواح اندر صور بهر چیست
چو بی بهره باشیم ازآب حیات
برین خاک مارا گذر بهر چیست
تو از بهر عشق آفریده شدی
چو میوه نباشد شجر بهر چیست
چو مردم بهر دام بهر قفس
بگیرندت این بال وپر بهر چیست
من ارنیستم عاشق روی او
لب وچشم من خشک و تر بهر چیست
برین روی زردی زبهر چه رنج
درین جسم خون جگر بهر چیست
پس این سیف فرغانی اندر جهان
چو مجنون ولیلی سمر بهر چیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به بررسی مفهوم عشق و زندگی میپردازد و سوالاتی عمیق دربارهٔ وجود و هدف انسان مطرح میکند. او از زیبایی معشوق و لذتهای زندگی میگوید و تأکید میکند که اگر عشق و زیبایی وجود نداشته باشد، هیچ چیز ارزشی ندارد. شاعر به خودآزاری و رنجهایی که انسانها به خاطر دوری از معشوق متحمل میشوند اشاره کرده و به این نتیجه میرسد که زندگی بدون عشق، بیمعناست. به طور کلی، این شعر نشاندهندهٔ دلتنگی و نیاز به عشق و زیبایی در زندگی است.