نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۲ - تمثیل در بیان وحدت کارخانه عالم شیخ محمود شبستری

شیخ محمود شبستری / گلشن راز / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

تو گویی هست این افلاک دوّار

به گردش روز و شب چون چرخ فخّار

وز او هر لحظه‌ای دانای داور

ز آب و گِل کند یک ظرفِ دیگر

هر آنچه در مکان و در زمان است

ز یک استاد و از یک کارخانه‌ست

کواکب گر همه اهل کمالند

چرا هر لحظه در نقص و وبالند‌؟

همه در جای و سیر و لون و اشکال

چرا گشتند آخر مختلف حال؟

چرا گه در حضیض و گه در اوجند‌؟

گهی تنها فتاده گاه زوجند؟

دلِ چرخ از چه شد آخر پر آتش‌؟

ز شوق کیست او اندر کشاکش‌؟

همه انجم بر او گَردان پیاده

گهی بالا و گه شیب اوفتاده

عناصر باد و آب و آتش و خاک

گرفته جای خود در زیر افلاک

ملازم هر یکی در منزل خویش

بننهد پای یک ذرّه پس و پیش

چهار اضداد در طبع مراکز

به هم جمع آمده، کس دیده هرگز؟

مخالف هر یکی در ذات و صورت

شده یک چیز از حکم ضرورت

موالیدِ سه‌گانه گشته ز ایشان

جماد آنگه نبات آنگاه حیوان

هیولی را نهاده در میانه

ز صورت گشته صافی صوفیانه

همه از حکم و امر و دادِ داور

به جان استاده و گشته مسخّر

جماد از قهر بر خاک اوفتاده

نبات از مهر بر پای ایستاده

نُزوع جانور از صدق و اخلاص

پی ابقای جنس و نوع و اشخاص

همه بر حکم داور داده اقرار

مر او را روز و شب گشته طلبکار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بررسی تغییرات و گردش جهان و عناصر طبیعی می‌پردازد. او به حرکت دائمی افلاک اشاره می‌کند و این که هر لحظه، خواص و شکل‌های جدیدی از آب و گل به وجود می‌آید. شاعر می‌پرسد اگر همه اجرام آسمانی کامل هستند، چرا دائماً در نقص و تغییرند و چگونه در مراحل مختلفی از وجود قرار دارند. او همچنین به چهار عنصر اصلی (آب، باد، آتش، خاک) و تأثیر آنها بر یکدیگر اشاره می‌کند. در نهایت، همه این تغییرات را ناشی از اراده و قضا و قدر الهی می‌داند و یادآور می‌شود که هر چیز در جهان به نوعی از نظام و قانون طبیعت پیروی می‌کند و همه موجودات به وجود خود و موقعیت‌شان در جهان معترفند.