نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۷ - جواب شیخ محمود شبستری

شیخ محمود شبستری / گلشن راز / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مکن بر نعمت حق ناسپاسی

که تو حق را به نور حق شناسی

جز او معروف و عارف نیست دریاب

ولیکن خاک می‌یابد ز خور تاب

عجب نبود که ذره دارد امید

هوای تاب مهر و نور خورشید

به یاد آور مقام و حال فطرت

کز آنجا باز دانی اصل فکرت

«‌الست بربکم‌» ایزد که را گفت‌

که بود آخر که آن ساعت «‌بلی‌» گفت‌

در آن روزی که گِل‌ها می‌سرشتند

به دل در قصهٔ ایمان نوشتند

اگر آن نامه را یک ره بخوانی

هر آن چیزی که می‌خواهی‌، بدانی

تو بستی عَقد عهد بندگی دوش

ولی کردی به نادانی فراموش

کلام حق بدان گشته است مُنزَل

که یادت آورَد از عهد اول

اگر تو دیده‌ای حق را به آغاز

در اینجا هم توانی دیدنش باز

صفاتش را ببین امروز اینجا

که تا ذاتش توانی دید فردا

وگرنه رنج خود ضایع مگردان

برو بنیوش «‌لا تهدی‌» ز قرآن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به اهمیت شکرگزاری از نعمت‌های خداوند اشاره می‌کند و می‌گوید که نباید ناسپاس بود. او تأکید می‌کند که خداوند با نور خود شناخته می‌شود و ما باید جایگاه و فطرت خود را به یاد داشته باشیم. شاعر به یادآوری عهد و پیمان اول بشر با خدا اشاره کرده و می‌گوید که انسان‌ها عهد بندگی را فراموش کرده‌اند. در نهایت، او به خواننده توصیه می‌کند تا از قرآن آموزه‌ها را دریابد و خود را از رنج‌های بیهوده دور نگه دارد.