بخش ۳۱ - قاعده در بطلان حلول و اتحاد شیخ محمود شبستری
شیخ محمود شبستری / گلشن راز / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
من و ما و تو و او هست یک چیز
که در وحدت نباشد هیچ تمییز
هر آن کو خالی از خود چون خلا شد
انا الحق اندر او صوت و صدا شد
شود با وجه باقی غیر هالک
یکی گردد سلوک و سیر و سالک
حلول و اتحاد از غیر خیزد
ولی وحدت همه از سیر خیزد
تعین بود کز هستی جدا شد
نه حق شد بنده نه بنده خدا شد
حلول و اتحاد اینجا محال است
که در وحدت دویی عین ضلال است
وجود خلق و کثرت در نمود است
نه هرچ آن مینماید عین بود است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بررسی مفهوم وحدت و کثرت در فلسفه و عرفان میپردازد. بهطور خلاصه میتوان گفت که "من"، "ما"، "تو" و "او" در نهایت یک حقیقت واحدند و هیچ تمایزی در درون این وحدت وجود ندارد. کسی که از خود خالی میشود، به حقیقتی عمیقتر دست مییابد. به همینگونه، در عین حال که کثرت وجود دارد، باید به سیر و سلوک و تلاشی برای رسیدن به وحدت پرداخت. اتحاد و حلول، که به معنای یکی شدن با حقیقت است، ممکن نیست زیرا در آن حالت دوگانگی وجود دارد. در نهایت، وجود مخلوقات صرفاً در سطح نمود است و عین حقیقت نیست.