بخش ۴۱ - قاعده در بیان اقسام فضیلت شیخ محمود شبستری
شیخ محمود شبستری / گلشن راز / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
اصول خلق نیک آمد عدالت
پس از وی حکمت و عفت شجاعت
حکیمی راست گفتار است و کردار
کسی کو متصف گردد بدین چار
به حکمت باشدش جان و دل آگه
نه گربز باشد و نه نیز ابله
به عفت شهوت خود کرده مستور
شره همچون خمود از وی شده دور
شجاع و صافی از ذل و تکبر
مبرا ذاتش از جبن و تهور
عدالت چون شعار ذات او شد
ندارد ظلم از آن خلقش نکو شد
همه اخلاق نیکو در میانه است
که از افراط و تفریطش کرانه است
میانه چون صراط مستقیم است
ز هر دو جانبش قعر جحیم است
به باریکی و تیزی موی و شمشیر
نه روی گشتن و بودن بر او دیر
عدالت چون یکی دارد ز اضداد
همی هفت آمد این اضداد ز اعداد
به زیر هر عدد سری نهفت است
از آن درهای دوزخ نیز هفت است
چنان کز ظلم شد دوزخ مهیا
بهشت آمد همیشه عدل را جا
جزای عدل، نور و رحمت آمد
سزای ظلم، لعن و ظلمت آمد
ظهور نیکویی در اعتدال است
عدالت جسم را اقصی کمال است
مرکب چون شود مانند یک چیز
ز اجزا دور گردد فعل و تمییز
بسیط الذات را مانند گردد
میان این و آن پیوند گردد
نه پیوندی که از ترکیب اجزاست
که روح از وصف جسمیت مبراست
چو آب و گل شود یکباره صافی
رسد از حق بدو روح اضافی
چو یابد تسویت اجزای ارکان
در او گیرد فروغ عالم جان
شعاع جان سوی تن وقت تعدیل
چو خورشید و زمین آمد به تمثیل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به اهمیت چهار اصل اخلاقی "عدالت"، "حکمت"، "عفت" و "شجاعت" اشاره میکند و تأکید میکند که فردی که به این صفات متصف شود، دارای روح و دل آگاهی است. حکیم کسی است که کلام و کردار او یکی است و از انسانهای بیخود و احمق دور است. عفت به شخص کمک میکند که شهوت را کنترل کرده و ذلت و تکبر را از خود دور کند. شاعر میفرماید که عدالت باید اساس زندگی انسان باشد و هر نوع ظلمی از آن دور است. اخلاق نیکو در اعتدال وجود دارد و انسان باید از افراط و تفریط دوری گزید. عدالت به عنوان یک اصل مهم، سبب میشود که فرد از میان این دو طرف افراط و تفریط، در مسیر درست حرکت کند. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که عدالت و اعتدال، موجب کمال انسان و نور و رحمت میشود، در حالی که ظلم و بیعدالتی به عذاب و تاریکی میانجامد. انسان با داشتن صفات نیکو و اعتدال، میتواند به کمال برسد و از حیات خود بهرهمند شود.