نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۴ - جواب شیخ محمود شبستری

شیخ محمود شبستری / گلشن راز / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

وجود، آن جزو دان کز کلّ فزون است

که موجود است کلّ، وین باژگون است

بود موجود را کثرت برونی

که از وحدت ندارد جز درونی

وجود کلّ ز کثرت گشت ظاهر

که او در وحدت، جزو است ساتر

ندارد کلّ وجودی در حقیقت

که او چون عارضی شد بر حقیقت

چو کلّ از روی ظاهر هست بسیار

بود از جزو خود کمتر به مقدار

نه آخر واجب آمد جزو هستی

که هستی کرد او را زیردستی

وجود کلّ کثیرِ واحد آید

کثیر از روی کثرت می‌نماید

عرَض شد هستیی کان اجتماعی است

عرض سوی عدم بالذّات ساعی است

به هر جزوی ز کلّ کان نیست گردد

کلّ اندر دَم ز امکان نیست گردد

جهان کلّ است و در هر طرفةالعین

عدم گردد و لا یبقیٰ زمانین

دگر باره شود پیدا جهانی

به هر لحظه زمین و آسمانی

به هر لحظه جهان این کهنه‌پیر است

به هر دم اندر او حشر و نشیر است

در آن چیزی دو ساعت می‌نپاید

در آن ساعت که می‌میرد بزاید

ولیکن طامةالکبری نه این است

که این یومِ عمل وان یومِ دین است

از آن تا این بسی فرق است زنهار

به نادانی مکن خود را گرفتار

نظر بگشای در تفصیل و اجمال

نگر در ساعت و روز و مه و سال

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به ماهیت وجود و رابطه آن با وحدت و کثرت می‌پردازد. نگارنده بیان می‌کند که وجود کل، گوناگون است ولی در حقیقت وحدتی در پس این کثرت نهفته است. هر جزء از وجود، وابسته به کل است و در زائل شدن کثرت، حکمت و شگفتی وجود نهفته است. به‌علاوه، تغییر و تحول مداوم در جهان را توصیف می‌کند و به نکته‌ای مهم اشاره می‌کند که هر لحظه، هستی جدیدی به وجود می‌آید و چیزها به سرعت تغییر می‌کنند. در نهایت، به تفاوت بین روز عمل و روز دین اشاره می‌کند و به خواننده هشدار می‌دهد که در درک این مفاهیم، در دام نادانی گرفتار نشود و به عمق موضوعات فکر کند.