نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵۷ - اشارت به خرابات شیخ محمود شبستری

شیخ محمود شبستری / گلشن راز / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

خراباتی شدن از خود رهایی است

خودی کفر است ور خود پارسایی است

نشانی داده‌اندت از خرابات

که «التوحید اسقاط الاضافات»

خرابات از جهان بی‌مثالی است

مقام عاشقان لاابالی است

خرابات آشیان مرغ جان است

خرابات آستان لامکان است

خراباتی خراب اندر خراب است

که در صحرای او عالم سراب است

خراباتی است بی حد و نهایت

نه آغازش کسی دیده نه غایت

اگر صد سال در وی می‌شتابی

نه کس را و نه خود را بازیابی

گروهی اندر او بی پا و بی سر

همه نه مؤمن و نه نیز کافر

شراب بیخودی در سر گرفته

به ترک جمله خیر و شر گرفته

شرابی خورده هر یک بی‌لب و کام

فراغت یافته از ننگ و از نام

حدیث و ماجرای شطح و طامات

خیال خلوت و نور کرامات

به بوی دردیی از دست داده

ز ذوق نیستی مست اوفتاده

عصا و رکوه و تسبیح و مسواک

گرو کرده به دردی جمله را پاک

میان آب و گل افتان و خیزان

به جای اشک خون از دیده ریزان

گهی از سرخوشی در عالم ناز

شده چون شاطران گردن افراز

گهی از روسیاهی رو به دیوار

گهی از سرخ‌رویی بر سر دار

گهی اندر سماع از شوق جانان

شده بی پا و سر چون چرخ گردان

به هر نغمه که از مطرب شنیده

بدو وجدی از آن عالم رسیده

سماع جان نه آخر صوت و حرف است

که در هر پرده‌ای سری شگرف است

ز سر بیرون کشیده دلق ده تو

مجرد گشته از هر رنگ و هر بو

فرو شسته بدان صاف مروق

همه رنگ سیاه و سبز و ازرق

یکی پیمانه خورده از می صاف

شده زان صوفی صافی ز اوصاف

به مژگان خاک مزبل پاک رفته

ز هر چ آن دیده از صد یک نگفته

گرفته دامن رندان خمار

ز شیخی و مریدی گشته بیزار

چه شیخی و مریدی این چه قید است

چه جای زهد و تقوی این چه شید است

اگر روی تو باشد در که و مه

بت و زنار و ترسایی تو را به

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مفهوم «خراباتی» و معانی و اشارات آن می‌پردازد. خراباتی شدن به معنای رهایی از قید و بندهای خود و فرار از نگرش‌های سنتی و اجتماعی است. او بیان می‌کند که خودی که به معنای خودپرستی باشد، در واقع کفر است و خودپرستی به دوری از پارسایی منجر می‌شود. خراباتی به عنوان محلی اشاره شده که عاشقان لاابالی در آن قرار دارند و هیچ قید و بندی نمی‌تواند آن‌ها را محدود کند. این مکان از دنیا جدا و از هر نوع تعصبی آزاد است. شاعر درباره حال و وضع خراباتی‌ها می‌گوید که آن‌ها در پی عشق و وصال الهی هستند و بی‌خیال از نام و ننگ، در حال مستی و ذوق بی‌نهایت به سر می‌برند. آن‌ها از قید و بندهای مذهبی و زهد سنتی رها شده و به دنبال حقیقت و عشق حقیقی هستند. در نهایت، این وضعیت خراباتی به معنای رسیدن به مرحله‌ای از وجود روحی و بی‌خیالی در برابر امور دنیاست.