بخش ۱۱ - المنشأ شیخ محمود شبستری
شیخ محمود شبستری / فصل اول / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
منشأ این خلاف شد میمون
ابن دیصان کافر ملعون
قصّۀ کفر بلعم باعور
خود چو سگ هست در جهان مشهور
بعد از آن زهد و دانش بسیار
رفت و کافر شد آن سگ مردار
کرد انکار صانع بیچون
پس کتب ساخت اندر آن ملعون
تا به جائی رسید حال لئیم
که سگش خواند کردگار کریم
هرچه کمتر از این حکایت شوم
تا در آمد به حکم کالمعدوم
عذرشان خواست ایزد از سر حلم
قوله «مالهم به من علم»
هم توئی ای قدیم فرد اِله
وحدت خویش را دلیل و گواه
«شهداللّه» تو بشنو و تو بگو
«انّه لا اِله الّا هو»
نیست اندر یقین مجال گمان
رو «اَفی اللّهِ شک» برایشان خوان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به داستان بلعم باعور و کفر او اشاره دارد. بلعم باعور که به عنوان شخصیتی کافر و منفور شناخته میشود، با وجود دانش و زهد فراوان، از طریق انکار خداوند به کفر میرسد. او به جای حقایق الهی، کتابهایی مینویسد که منجر به اعتقاد به خداوند نمیشود و در انتها به حالتی ذلیل و ناچیز میافتد. در اینجا، خداوند از او عذرخواهی میکند و نشان میدهد که او ذاتا تنها یکی است و هیچ شک و شبههای در مورد وجود خدا وجود ندارد. این متن به توحید و اثبات یکتایی خداوند میپردازد.