بخش ۶ - فی صدور الکثرة عن الوحدة شیخ محمود شبستری
شیخ محمود شبستری / فصل دوم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
امر نسبی است کثرت موجود
صد هزاران شهود و یک مشهود
تا شود کشف بر تو «خلق جدید»
باز دان سر «قرب حبل ورید»
«هو فی شأن» همیشه حق را دان
خلق را «کل من علیها فان»
نیست، هر دم به هست هست نمود
هست خود آنچنانکه هست نبود
نیستی، نیستی است تا هستی است
نیست است او اگرچه با هستی است
هرچه جز حق توهم است و خیال
مثل بگذار و فهم کن زمثال
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نسبی بودن وجود و واقعیت اشاره دارد. شاعر بیان میکند که دنیا پر از تنوع و تجلیات است، اما در اصل فقط یک حقیقت وجود دارد. او به خواننده توصیه میکند که با درک این حقیقت عمیقتر، از توهمات و خیالهای غیرواقعی فراتر برود. همچنین اشاره میکند که وجود و عدم، در رابطه با درک ما از حقیقتی فراتر هستند و تنها حق است که باقی میماند. در نهایت، به اهمیت فهم این مفاهیم عمیق در مسیر شناخت و حقیقتجویی اشاره دارد.