بخش ۷ - التمثیل شیخ محمود شبستری
شیخ محمود شبستری / فصل دوم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
صورت وحدت از جهان مثال
نقطه ای بست نقش بند خیال
نقطه مانند شعله عکس انداخت
وهمش از دور صورتی برساخت
باز چون دایره مجسم شد
کرۀ شکل چرخ اعظم شد
عکسها چون زو هم درهم شد
نقش هژده هزار عالم شد
نقطه و دور دایره است واُکَر
وحدت ذات را چو عکس و صور
نیست هیچ اندرین میان جز حق
ما و حق چیست با هم ای احمق
قصّۀ جسم و جان مگو با او
یا تو باشی در این میان یا او
محدث آنگه که با قدیم آمیخت
نسبت خلق و خالقی بگسیخت
وحدتی کان همیشه با ذات است
مسقط نسبت و اضافات است
رهنمای من و تو از قرآن
از «قل اللّه ثم ذرهم» دان
وحدت است این نه اتحاد و حلول
تو برون بر از این میانه فضول
این همه گفتگوی توحید است
راه وحدت به ترک و تجرید است
چه کنی گفتگوی بیهوده
فرقی باشد ز گفته تا بوده
سخن وحدت است همچو سراب
از سراب ای پسر که شد سیراب؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، مفهوم وحدت در جهان و رابطه بین موجودات بررسی میشود. شاعر به ما میگوید که جهان در واقع یک تصویر است که از یک نقطه (شعله) شروع شده و به شکل دایرهای (کره) در آمده است. این دایره نماد یک کلیت است که در آن همه چیز در هم تنیده شده و به وحدتی اشاره دارد که در ذات آن وجود دارد. شاعر تأکید میکند که هیچ چیزی در این میان جز حق وجود ندارد و نباید خود را با جسم و جان محدود کنیم. همچنین اشاره میکند که وحدت با اصل و ذات یکی است و این تفاوت دارد با اتحاد و حلول. در نهایت، شاعر ما را به ترک و تجرید دعوت میکند تا به معنای واقعی وحدت دست یابیم.