بخش ۱۱ - الفرقة الثالثة شیخ محمود شبستری
شیخ محمود شبستری / فصل سوم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
از نصارا چو صوفیان فضول
گشت مشهور اتحاد و حلول
آن خدا و رسول و مریم گفت
این خدا و وجود آدم گفت
عامه از وحدت اتحاد انگیخت
ربقۀ دین خود بدان بگسیخت
در عبارت چو این بدان ماند
ضد توحید عین آن داند
لیکن توحید نفی نقش توئی است
اتحاد و حلول عین دوئی است
من و او عین شرک و تقلید است
چه مناسب به اهل توحید است
هرکه را در حدیث من باشد
حال او حال پیرزن باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، اشاره به افکار نادرست نصاری و صوفیان شده است که به وحدت وجود و اتحاد خداوند با مخلوقات اعتقاد دارند. شاعر میگوید که این دیدگاهها به اشتباه دین را متلاشی کرده و واقعیات توحید را نادیده میگیرد. او تأکید میکند که توحید واقعی نفی هر گونه شراکت و دوگانگی است و اعتقاد به اتحاد و حلول، در واقع نشاندهندهی دوگانگی است. در نهایت، شاعر بیان میکند که کسی که به این باورها متمسک شود، حالش شبیه حال یک زن پیر است، به معنای ناتوانی در درک معانی عمیق توحید.