نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵ - الفرقة الاولی شیخ محمود شبستری

شیخ محمود شبستری / فصل اول / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

فلسفی کرد نفی جمله صفات

زان سبب شد معطل اندر ذات

گفت ذات از صفات گوناگون

متکثر شود ببین اکنون

شبهه​ای کوفتادش از تنزیه

خود کند این حدیث شیخ سفیه

ذات دید کز اختلاف صفات

متعدد شود؟ زهی طامات

از تعلق که گشت در اطوار

متعلق چرا شود بسیار؟

چه قیاس است شاهد و غایب

اینت فکر سقیمناصایب

گر زمین از شعاع گردد گرم

قرص خور کی بگردد ای بی شرم

از برای خدای، خواجه فلان

تو خدا را به از خدای مدان

او چو خود را صفت کند ظاهر

تو کئی اندرین میان آخر

تا کی از هرزه گوئی ای ناکس

منقطع گشتی و نکردی بس

نفی کردی سه رکن ایمانی

قدرت وعلم و حشر جسمانی

آنگهی نام علم و عقل بری

ای خدا و رسول از تو بری

فلسفه چیست نزد اهل ملل

کفر و خودرایی و ضلال و حیل

هستم از علم آن گروه آگاه

جمله دانسته​ام بحمداللّه

این یقین است لیک نفس خبیث

نکند میل جز به لهو حدیث

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نقد فلسفه می‌پردازد و تأکید می‌کند که برخی فیلسوفان به دلیل تفسیر نادرست از صفات خداوند، به انکار صفات و ویژگی‌های او می‌رسند. شاعر معتقد است که اگر ذات الهی به صفات متنوع تقسیم شود، تضاد و اختلاف ایجاد می‌کند و این باعث بروز شبهات می‌شود. او همچنین به نقد کسانی می‌پردازد که برای خود علم و عقل قائل‌اند اما از حقیقت غافل‌اند و فلسفه را به عنوان عاملی برای کفر، خودرایی و ضلالت معرفی می‌کند. در نهایت، او بر این باور است که شناخت حقیقی از خداوند تنها از طریق ایمان صحیح و بدون دخل و تصرف فلسفی امکان‌پذیر است.