بخش ۷ - حکایت شیخ محمود شبستری
شیخ محمود شبستری / فصل اول / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
شبهۀ اول از پی تلبیس
ز خرد خاست در ره ابلیس
بر قضا کرد اعتراض از پیش
خود ندانست ختم طاعت خویش
«أنا خیرٌ خَلَقْتَنی مِنْ نار»
کرد معلول علت انکار
چشم عقل از حقایق ایمان
هست چون چشم اکمه از الوان
خرد از نور عقل دیدهور است
کو چو چشم، آن دگر شعاع خوراست
عقل با نقل چیست غایت نور
زین دو آمد مراد از آیت نور
نقل چون مادر است و عقل پدر
دین حق زان میان فتاده بدر
خود به نزد کسی که بیدار است
ماورای عقول اطوار است
خرد از نقل یافت نور و فروغ
عقل بی نقل چیست زور و دروغ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شبههی اول از تلبیس ابلیس، از خرد درستی ناشی میشود که در اعتراض به قضا و قدر الهی برمیخیزد، اما خود از پایان طاعت خویش بیخبر است. ابلیس به خود میگوید که من از آتش خلق شدهام، اما این اعتراض از حقیقت دور است. عقول انسانها همچون چشم نابینایان از حقیقت بیخبرند. عقل، به عنوان نوری تابان، درک واقعیات را ممکن میسازد و نقل (دین و دانش) بهعنوان پدر و مادر، بر نور عقل افزوده میشود. دین حق در این میان شکل میگیرد و برای کسانی که بیدار و آگاه هستند، ورای عقل و اندیشه قرار دارد. خرد از نقل نور و روشنی مییابد و عقل بدون نقل، به دروغ و نادرستی میانجامد.