بخش ۴ - حکایت شیخ محمود شبستری
شیخ محمود شبستری / فصل چهارم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
شیخ الاسلام چون اشارت کرد
سوی این سر بدین عبارت کرد
نیک نیک است، بد بد است ولیک
به بدی بد نگر، به نیکی نیک
محض شر یا نه خود کثیرالشر
نیست و نبود تو جمله نیک شمر
«هل تری من فطور» میخوانی
جمع شو چیست این پریشانی
خیر و شر، این وجودی آن عدمی است
قلمی نیست این سخن قدمی است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شیخ الاسلام به ما یادآوری میکند که میبایست در قضاوت خود نسبت به خیر و شر دقت کنیم. او میگوید که همواره بین نیک و بد تفاوت قائل شویم و بدیها را به بدی و خوبیها را به خوبی بشناسیم. همچنین او اشاره میکند که شر به تنهایی وجود ندارد و نمیتوان آن را به عنوان یک حقیقت مستقل شناخت. در نهایت، او از ما میخواهد جمع و جور باشیم و از پراکندگی فکری دوری کنیم و به اصل وجود و عدم توجه کنیم.