نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴ - حق الیقین شیخ محمود شبستری

شیخ محمود شبستری / فصل دوم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

در جهانی که خالی از ستم است

سبب فعل و غایتش بهم است

فعل حق را سبب نمی​شاید

که جزا از عمل برون آید

به حقیقت چو نیک در نگرید

همه خود عین ذات یکدگرید

نقش لوح و عمل، دگر پاداش

هر سه یک چیز آمد از نقّاش

صورت مبدء و جزای معاد

در وسط شد عمل ز کون و فساد

نقش علمی که زادۀ ازل است

تا ابد روح صورت عمل است

عمل اینجا همی کنی نامش

پس جزای عمل در انجامش

هر سه با هم به امر «کن فیکون»

آمد از کردگار بی چه و چون

با خود آورده​ای و با خود باز

می​بری نقش​ها به آز و نیاز

هرچه اینجا کنی حقیقت آن

پیشت آید «کما تدین تدان»

هیچ هویت از حقیقت خویش

بنگردد ز هیأت کم و بیش

لیک محبوس مرکز سِجّین

بِنَبُرده ره از ضلال مبین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، شاعر به جهانی بدون ستم اشاره می‌کند که در آن علت و غایت اعمال با یکدیگر مرتبط هستند. او توضیح می‌دهد که فعل حق نمی‌تواند بدون دلیل باشد و پاداش‌ها به اعمال وابسته‌اند. همه‌ی موجودات و اعمال یک حقیقت واحد را نمایان می‌سازند و هر یک از آن‌ها از نقاشی یکسان سرچشمه می‌گیرد. عمل و جزا در اینجا مرتبطند و از امر خداوندی ناشی می‌شوند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که هر چه در این دنیا انجام می‌دهیم، عواقب آن به ما بازخواهد گشت و هیچ هویتی نمی‌تواند از حقیقت خود دور شود. انسان‌ها در مسیر دین و حقیقت خود قرار دارند و نباید از اشتباهات منحرف شوند.