بخش ۳ - حق الیقین شیخ محمود شبستری
شیخ محمود شبستری / فصل پنجم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
مرکز روح عالم اعلاست
و آن منزّه ز شیب وز بالاست
بی تناهی و حصر و بی محل است
زانکه نور خدای لم یزل است
از اشارات حسی است بری
مترقی به قوت نظری
ای منزه ز اَیْن و هیأت و لون
نشنیدی که «انتم الاعلون»
تو مبرا ز مرکز خاکی
فیض انوار عالم پاکی
عرش و کرسی، کمینه پایۀ تست
نور خورشید و مه ز سایۀ تست
چرخ اعظم، ستانۀ پایت
هر دو عالم مسخر رایت
باش تا ز آفتاب نور جلال
درنشینی به اوج ژاله مثال
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تمجید و توصیف مقام رفیع خداوند میپردازد و به منزه بودن او از تمامی ویژگیهای مادی اشاره میکند. خداوند نه تنها از شیب و فراز دور است بلکه بینهایت و نامحدود است و نور خداوند جاودانه و ثابت است. او از محسوسات جداست و از تواناییهای نظری بهرهمند است. شعر به عرش و کرسی اشاره میکند و بیان میکند که همه چیز تحت سلطه اوست. در نهایت، اشاره به نور جلال و بازگشت به مقام بلند روحانی دارد.