بخش ۳ - التمثیل شیخ محمود شبستری
شیخ محمود شبستری / فصل هفتم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
کشتییی دان روان بر آب روان
روز و شب هیأت زمان و مکان
بادبانش مزاج و باد اجل
لنگرش باد پای و آبش امل
منبع آب قعر بحر قِدَم
باز ریزان به قعر بحر عدم
او به طبع از فراز گشته دوان
در قفا باد و شیب آب روان
تو در او ساکن، او دوان دایم
تو در او ایمن، او روان دایم
ناگهانت ز مبدءِ ایجاد
برساند به منتهای مراد
تا خبر یابی از حقیقت کار
او رسانیده باشدت به کنار
ای که گشتی در این قفس محبوس
بط و کشتی است، وین بود معکوس
مرغ آبی سفینه کی جوید
زانکه دایم در آب میپوید
در مَزابل فرو میاور سر
مرکز خویش را بیاد آور
نیست جای تو جز که علیین
شاه بازی در اوج خویش نشین
چه کنی در سرای کون و فساد
رخ فرا کن به آشیان معاد
خود زمان و مکان دو معدومند
دَوْر و خط نقاط موهومند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تشبیه زندگی و حرکت انسانها در جهان میپردازد. کشتیای را در نظر میگیرد که در آب زندگی روان است و نماد زمان و مکان را به نمایش میگذارد. بادبان کشتی نماد روح و اجل است و لنگر آن نشاندهنده موانع و آرزوهای بشر است. شاعر به این نکته اشاره میکند که انسان در این قفس دنیوی محبوس است و باید به حقیقت وجودی خود و جایگاهش در عالم غیبی توجه کند. او باید از مسائل دنیایی فاصله بگیرد و به سمت آشیان معاد و حقیقت پرواز کند، چرا که زمان و مکان در واقعیتی عمیقتر هیچ وجودی ندارند. در نهایت، شاعر دعوت میکند تا به ذات خویش پی ببریم و به سوی اوجهای معنوی حرکت کنیم.