نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷ - وقتی در مجلس یکی از سلاطین او را فرودست جمعی نشانده‌اند امیر شاهی

امیر شاهی سبزواری / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

شاها، مدار چرخ فلک در هزار سال

چون من یگانه‌ای ننماید به صد هنر

گر زیر دست هر کس و ناکس نشانیم

اینجا لطیفه‌ای‌ست، بدانم من اینقدر

بحری است مجلس تو و در بحر بی‌خلاف

لؤلؤ به زیر باشد و خاشاک بر زبر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تقدیر و جایگاه خاص فردی در میان مردم اشاره دارد. شاعر می‌گوید که در طول هزار سال، کسی چون او با این همه هنر و استعداد وجود نداشته است. اگرچه ممکن است به دست دیگران نادیده گرفته شود، اما او به خوبی می‌داند که در میان جمعیت، همچون مرواریدی در دریا، ارزش و موقعیتش به وضوح قابل مشاهده است، حتی اگر برخی دیگر فقط زباله‌ها را ببینند.